تبليغاتX
آسمان پرستاره
آسمان پرستاره
بیاتاگل برافشانیم مي درساغراندازيم فلك را سقف بشكافيم و طرحي نو براندازيم

اي نگاهت نخي از مخمل و از ابريشم

 

چند وقت است که هر شب به تو مي انديشم

 

به تو آري ، به تو يعني به همان منظر دور

 

به همان سبز صميمي ، به همان باغ بلور

 

به همان سايه ، همان وهم ، همان تصويري که

 

سراغش ز غزلهاي خودم مي گيري

 

به تبسم ، به تکلم ، به دلارايي تو به خموشي ،

 

به تماشا ، به شکيبايي تو

 

به نفس هاي تو در سايه سنگين سکوت

 

به سخنهاي تو با لهجه شيرين سکوت

 

با تو  سبزبودن ، چنان سبز که از سرسبزیش

 

می توان پل زد از احساس خدا تا دل خویش

 

 

 




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 توسط ستاره
  


 



نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 توسط ستاره
   درباره وبلاگ

   آرشيو مطالب

   آخرين مطالب

   پيوند ها

>


Blog Skin